كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
83
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
در اين فرصت بايستى به دو سنگ عقيق c و a / هفت اشاره بكنم . يكى از اين سنگها در بصره و ديگرى در حلب به دستم رسيد . شكى نيست كه پيكركندهء b / هفت ، شكل كوچك همان پيكركندهء B / هفت است . فقط كار سنگتراش بدتر از كار پيكرتراش است . شكل d / هفت پنجه دارد و سر حيوان نشان مىدهد ، كه حيوانى خيالى نيست . اما اين سنگ ، به خاطر نبشتهاى كه در حاشيه دارد ، براى زبانشناسان جالب توجه است . ظاهرا اين سنگها ( c و a / هفت ) ، پس از ويران شدن كاخ بهوجود آمدهاند و از اينروى مىتوان حدس زد ، كسانى كه زبان ايرانيان عهد باستان را مىشناسند ، مىتوانند به راحتى اين نبشتهها را بخوانند . در هيچكدام از سكههاى ايران باستان ، يا سكههاى اشكانى ، خطوط اينقدر واضح نيستند . در اين نبشتهها ، خطوط خيلى گود كنده شدهاند . از اينروى من شكل مهر e / هفت را ضميمه كردهام . بين دو راهرو بزرگ AE و A / پنج ، دو ستون قائم قرار دارد و از دو ستون ديگرى ، كه افتادهاند ، هنوز آثارى به چشم مىخورد . در شكل پنج ستونهاى موجود ، با دو دايره نشان داده شده است و ستونهايى كه افتادهاند و يا از بين رفتهاند با يك دايره و هرجا كه علامت آورده شده است ، محل باقيماندهء كانالهاى آبرسانى است . دو ستون يادشدهء بالا ، كه هنوز پابرجا هستند ، كمى بلندتر از ديوارهاى راهروها هستند . شايد روزگارى همهء اينها در زير يك سقف بودهاند . در اينجا ، پايهء ديوارهاى ساختمانهايى كوچك و همچنين سنگهاى پراكندهء ديگرى به چشم مىخورند . اما اينها جلب توجه مسافرها را نمىكنند ، چون با مقايسهء با ستونها و ديوارهاى قائم بسيار ناچيزند . با فاصلهء كمى از اينجا در a / پنج حوضى وجود دارد ، كه هفت پا طول و شش پا عرض دارد و در حالت فعلى ، دو پا از زمين بلندتر است . تمام اين